شعري با لهجه ي شيرازي
شعري با لهجه ي شيرازي
تقديم به همشهريان عزيز و هنرمندان خوب شيراز آقايان دكتر سياوش سمندر و سيروس سمندر
یـادتـه ؟...
جعفر فروزش فر " سـَمر "
او روزُی (1) که «حاجی قوتَک» (2) می خریدیم ، یادته ؟
تو کُتُو (3) کوروس (4) می کِردیم ، می خوابیدیم ، یادته ؟
وَختی که «خانم گُتَمبِه» (5 ) میومد می ترسیدیم
زیر چیشی (6) هَر جُ (7) می رفتِش می پوییدیم (8) ، یادته ؟
از جامون جُم (9) نمی خوردیم آمو اَی (10) چیا (11) می شد
زیر آفتو (12) که می رفتیم می تاسیدیم (13) ، یادته ؟
وخت برگشتنمون لُکّه (14) می رفتیم تابُری (15)
واسه که زود برسیم رو (16) می دوویدیم ، یادته ؟
به اَدوی (17) بُزُگتَرا (18) ، گاهی تِفاقی (19) رو بونا (20)
تَه مدادِ وَجِ (21) سیگار می کشیدیم ، یادته ؟
وَختی پیرسوک (22) میومد می فَمیدیم (23) باهار میاد
فوت تو دَن (24) تیله هاشون (25) می دمیدیم ، یادته ؟
سَرِ چاب (26) «کَل فَرَج» (27) می رفتیمو از تو جوقا (28)
او (29) رو سَر پِکال (30) بچّا (31) می پاشیدیم ، یادته ؟
سَرِ یه مُنج (32) نخوچّی (33) یا مَضِ (34) یی قُلُپ (35) سینال (36)
پیرَنوی (37) همدیگره زِرت (38) می جریدیم (39) ، یادته ؟
واسه که سُر بُخوریم رو سنگ «تختِ ضَرابی» (40)
دو ، سه کِش (41) شَم (42) رویِ سنگاش می مالیدیم ، یادته ؟
گاگِمون (43) بود که بُوام (44) می رَف (45) دوکونه (46) واکنه
من و داچّیم (47) یِیهوُ (48) از جا می پریدیم ، یادته ؟
تُ (49) پَسین (50) با تُرتُریمون (51) همه جُ (52) وِلو (53) بودیم
خودمونم مِثِ تُرتُری می تُریدیم (54) ، یادته ؟
تُ آجان پِیدو میشد تا تو خونه می اَرشیدیم (55)
مِث مرغ کُرُک (56) آروم می کُویدیم (57) ، یادته ؟
میوه از «مَچّد بَردی» (58) میو ُوردن (59) با الاغ
چَکی (60) یِی لُودَشه (61) اَرزون می خریدیم ، یادته ؟
وَختی «خُرمالو گَسَک» (62) به هر الاغی می دادیم
عَرعَر و جُفتَکِشِه (63) بُ هم میدیدیم ، یادته ؟
کتونی (64) ، اَنجیر بَش (65) ، اَنگور لُر کُش (66) ، آلو زرد
اَزشون وختِ خریدن می چشیدیم (67) ، یادته ؟
اَی می خواسّن (68) بِچاکونَن (69) میوه ی بَد بِهِمون
از رو پالونِ (70) خرا (71) سنگ می دزیدیم ، یادته ؟
«بوچی بوچی» (72) از همه ی چی وازِ وازمون می کِرد
از رو سر کُلُوی (73) کیاره (74) می قاپیدیم ؟ (75) ، یادته ؟
پوسِ (76) هِندونه میذوشتیم زیر پُوی (77) بَچوی پَلِه (78)
آمو یِی هو(79) خودمون فِرت (80) می سُریدیم ، یادته ؟
از رو پُل (81) تا کورس (82) شَری (83) میومد جَلدی (84) پُویین (85)
دلمون هُرّی (86) می ریخ (87) ، لُو (88) می گِزیدیم ، یادته ؟
چیلِمون (89) تا پُشت گوش وا می شد و می خندیدیم
لُوی (90) دَسّ (91) و پا سِکُنجی (92) می چَپیدیم (93) ، یادته ؟
واسه ی دیدن دَسه ی (94) لوطیا (95) هَر جُ بودن
بون (96) به بون از رویِ تیغه (97) می جغیدیم (98) ، یادته ؟
تا صلاه ظهر می شد می فمیدیم گُشنَمونه
«توتووِی» (99) یا «نون و آلو» (100) می خریدیم ، یادته ؟
وَختی بارش میومد تو پَسکوچا قِلو زَنون (101)
می خُسیدیم (102) تو روزا ، شب می چُوییدیم (103) ، یادته ؟
با همه ی اَرقگیا (104) باز پَـپِه (105) بودیم من و تو
که بُ یِی چیش (106) قُرونی زود می کَپیدیم (107) ، یادته ؟
شبا که با قِصّه ی دوسی (108) به خواب تَن می دادیم
گاس (109) ، خوابِ اي روزوی تلخهِ می دیدیم ، یـادتـه ؟...
پی نویس:
1. او روزُی: آن روزها.
2. حاجی قوتک: مخلوط آرد نخودچی و شکر ساییده مخصوص بچه ها که
تنقلات شان بود.
3. کُتُو: مکتب خانه اَطفال قبل از دبستان.
4. کوروس: بر وزن ‹ خروس › ؛ جایی از سرما دست و پا را جمع کردن و
خوابیدن. بی صدا و آرام در گوشه ای نشستن.
5. گُت: بزرگِ تحقیرآمیز ؛ گتمبه: چاق و چله ؛ «خانم گتمبه» به صاحب
مکتب خانه که زنی بسیار چاق و بد اخلاق و اَخمو بود می گفتند.
6. زیر چیشی: زیر چشمی.
7. هر جُ: هر کجا.
8. پاییدن: مراقب بودن ؛ مخفیانه نگاه کردن.
9. جُم خوردن: تکان خوردن.
10. اَی: اگر.
11. چیا می شد: میسّر و ممکن می شد.
12. آفتو: آفتاب.
13. تاسیدن: سرخ شدن از گرما و حرارت ؛ مسی رنگ شدن.
14. لُکّه: راه رفتن و دویدن با هم ؛ یورتمه رفتن.
15. تابُری: راه میانُبر.
16. رو: بر وزن «جو» ؛ دائم ؛ مکرراً
17. به اَدوی: به تقلیدِ ؛ اَدا.
18. بُزُگتَرا: بزرگ تر ها.
19. تِفاقی: گهگاه ؛ اتفاقی.
20. رو بونا: پشت بام ها.
21. وَجِ: به عوضِ ؛ مانندِ ؛ مثلِ ؛ به جایِ .
22. پیرسوک: پرنده ای سیاه رنگ و مهاجر ؛ «بادقُپک» که در حال پرواز از حشرات ریز تغذیه می کند. شبیه چلچله ها هستند.
23. می فَمیدیم: می فهمیدیم ؛ متوجه می شدیم.
24. دَن: دهان.
25. تیله: بچه پرندگان قبل از اینکه پر در بیاورند.
26. چاب: چاه.
27.
کل فَرَج: کربلایی فرج ؛ حوالی فلکه مصدق سابق در شیراز که کشتگاه انواع
سبزی ها بود و با دلو بزرگ لاستیکی بوسیله گاو یا اسب آب را از چاه خارج
می کردند.
28. جوق: جوی آب.
29. اُو: آب
30. سرپِکال: سر و صورت ؛ اندام و پیکر.
31. بچّا: بچّه ها.
32. مُنج: مشت ، وسیله بچه ها برای کیل کردن خوراکی ها.
33. نخوچّی: نخودچی ، نخود بو داده.
34. مَضِ: محضِ ، برایِ.
35. قُلُپ: جرعه.
36. سینال: نوعی نوشابه ی ارزان قيمت و رنگین و صد البته پر ضرر و زیان.
37. پیرَن: پیراهن.
38. زِرت: یک مرتبه و دفعتاً و البته ناغافلانه.
39. جِریدن: پاره کردن.
40. تَختِ ضَرابی: سنگی صاف و یکپارچه در کوهی مشرف به پشت عمارت هفت تنان که بچه ها از آن به جای سرسره استفاده می کردند.
41. کِش: مرتبه ، دفعه.
42. شَم: شمع ؛ توضيحاً: بچه ها برای لیز شدن سنگ از صابون های ارزان
قیمت و یا شمع استفاده می کردند.
43. گاگِمون: صبح زود قبل از طلوع آفتاب.
44. بُوام: پدرم ، بابام.
45. می رَف: می رفت.
46. دوکونه: دکان را ، مغازه را.
47. داچّی: برادر بزرگ تر ، کاکو
48. یِیهو: یکمرتبه ، ناگهانی.
49. تُ: تا.
50. پَسین: عصر ، هنگام غروب آفتاب.
51. تُرتُری: لاستیک های مدور و مندرس همانند چرخ که با گرداندن آنها بر روی زمین نوعی وسیله اسباب بازی برای بچه ها بود.
52. همه جُ: همه جا ، هر جای ممکن.
53. وِلو: دربدر ، سرگردان... .
54. می تُریدیم: گشت می زدیم ، دویدن بچه های چاق و چله را تُریدن
می گفتند.
55. اَرشیدَن: عاجز شدن ، عاجزانه رفتن.
56. کُرُک: مرغ کُرچ آماده خوابیدن روی تخم.
57. کُویدَن: کاوش کردن ، کندن زمین.
58.
مَچّد بَردی: مسجد بَردی ؛ نام قبل «قصردشت» بود ؛ منطقه ای سرسبز و خوش
آب و هوا در جوار شیراز که با دارا بودن باغستان های فراوان مقدار زیادی از
میوه های مصرفی مردم شیراز را تأمین می کرد.
59. میووردن: می آوردند.
60. چَکی: که گاهی هم چاکی گفته می شد ؛ بطور یکجا و بدون توزین با
حدس و گمان خریدن.
61. لُوده: سبد بزرگ ساخته شده از چوب به شکل هرم وارونه برای حمل میوه که دو عدد آنرا به دو طرف الاغ می بستند.
62. خُرمالو گَسَک: خرمالوی کال و نرسیده که بسیار بد مزه است و خوردن آن فضای کام و دهان را به شدت می آزارد.
63. جُفتکشهِ: جفتک زدن الاغ ؛ هر دو پا را پرتاب کردن به قصد پرخاش
64. کَتونی: نوعی زردآلوی ریز با خال های کوچک قهوه ای سوخته که بسیار
شیرین و آبدار بود.
65. اَنجیر بَش: انجیری که فقط از آب باران برای آن استفاده شده و شیرین و
مرغوب است.
66. اَنگور لُر کُش: نوعی انگور درشت با هسته و نامرغوب.
67. چِشیدن: مزمزه کردن.
68. می خواسّن: می خواستن.
69. چاکوندن: قالب کردن ، جنس بد را بجاي خوب فروختن.
70. پالون: پالان الاغ ، جُل خران.
71. خَرا: الاغ ها ، خران.
72.
بوچی بوچی: نوعی بازی بچگانه که شیئی را غفلتاً از کسی برداشته برای
دیگران پرتاب می کنند و صاحب آن از گرفتنش عاجز می ماند و با التماس و
خواهش آنرا طلب می کرد.
73. ک ُلُوي: کلاهِ.
74. کیاره: چه کسانی را ؟ ؛ چه افرادی را ؟ .
75. قاپیدن: از کسی چیزی را برداشتن و فرار کردن.
76. پوسِ: پوستِ.
77. پویِ: پایِ.
78. بَچوی پَله: بچه های کودن ، ترسو ؛ ببو.
79. یِی هُو: یک مرتبه ، غفلتاً.
80. فِرت: ناگهانی ، دفعتاً.
81.
پُل: پل دروازه ي اصفهان معروف به پل شاه میر حمزه (ع) در شمال شیراز آن
زمان که ارتفاع داشت و منتهی می شود به طرف دروازه ی قرآن.
82. کورس: اتوبوس هاي شهري را " کورس " می گفتند.
83. شَری: شهری ؛ اتوبوس های ویژه درون شهری.
84. جَلد: با شتاب ، زود.
85. پویین: پایین.
86. هُرّی: یک مرتبه ، ناگهانی.
87. می ریخ: می ریخت ، سرازیر می شد.
88. لُو: لب.
89. چیل: دهان گشاد ؛ کسی که بی جا و نابهنگام می خندید می گفتند چیلش
باز شد.
90. لوی: لای ؛ در میان.
91. دسّ و پا: دست و پا.
92. سِکُنج: گوشه ، در یک زاویه تنگ.
93. چپیدن: انباشته شدن ، روی کسی یا در کنار دیگری آوار شدن.
94. دسّه: دسته ، گروه.
95. لوطیا: نوازندگان دوره گرد.
96. بون: بام.
97. تیغه: دیوار حائل بین منازل.
98. جِغیدن: پریدن.
99.
تو تووِی: تابه ای ؛ چغور پغور ؛ شُش گوسفند را در تابه ای بزرگ و مِسین
با پیاز زیاد تفت داده به همراه کمی گوجه فرنگی پخته مخلوط کرده و
می فروختند.
100. نون و آلو: سیب زمینی پخته به همراه پیاز داغ و نان و سبزی با چاشنی آبلیمو غذای حاضری بچه ها بود که بسیار هم خوشمزه می نمود.
101. قِلو زدن: به همه جا رفتن.
102. خُسیدن: خیس شدن.
103. چُوییدن: سرما خوردن در اثر بی احتیاطی.
104. اَرقه: زیرک ؛ رِند و زرنگ.
105. پَـپِه: ساده لوح ، بَبو.
106. چیش قُرونه: چشم بر کسی گرداندن و تیز و تند و غضبناک نگریستن.
107. کَپیدَن: خوابیدن با تحقیر.
108. دوسی: مادر بزرگ.
109. گاس: شاید.